تبليغاتX
دست نوشته های آن َشبگرد لوتی
همه شب نالم چون نی ...که غمی دارم

پر کن پیاله را

كه این آب آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد
این جامها كه در پی هم می شود تهی
دریای آتش است كه ریزم به كام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد
من با سمند سركش و جادویی شراب
تا بیكران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره اندیشه های ژرف
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی
تا كوچه باغ خاطره های گریز پا
تا شهر یادها
دیگر شرابم جز تا كنار بستر خوابم نمی برد
پر كن پیاله را
هان
ای عقاب عشق
از اوج قله های مه آلوده دور دست
پرواز كن
به دشت غم انگیز عمر من
آنجا ببر مرا كه شرابم نمی برد
آن بی ستاره ام كه عقابم نمی برد
در راه زندگی
با این همه تلاش و تقلا و تشنگی
با این كه ناله میكشم از دل
كه آب
آب
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد
پر كن پیاله را

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 0:47  توسط شبگرد لوتی | 

به نام دوست

دوران جهان بی می و ساقی هیچ است.....بی زمزمه ساز عراقی هیچ است

هرچند در احوال جهان می نگرم................حاصل همه عشقت است و باقی هیچ است

قصدم اینه که تو این وبلاگ که سعی می کنم بروز نگهش دارم فرهنگ و مرام لوتی رو یه جوری پیدا کنم.

لفظ اینه که میگن همه لوتیا مردن.پس یه سری باید تاریخ رو برسی کنن بینن این نسل گرانمایه چرا منقرض شده. اگه کسی پیدا شه کمکمون کنه دمش گرمه.

پر کن پیالاه را......... کین جام آتشین دیری است .......ره به حال خرابم نمی برد

این جامها که در پی هم می شود تهی .....دریای آتش است که ریزم به کام خویش

دیگر شرابم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 1:58  توسط شبگرد لوتی |