![]() |
![]() |
|
| همه شب نالم چون نی ...که غمی دارم |
|
توضیح:انسان تشنه ای رو فرض کنید در یک بیابان.به نظر شما به جز سراب چی میتونه از جاش بلندش کنه؟
خسته ام دیگر زهر شعری که می گویم ز هر حرفی که در این پازل شعرانه می سازم که بی تو شعر هم زیپ دهانش را کشیده... تشنه در قلب کویر زندگی تنها به امید سراب... سهم ما از زندگی این نیست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 1:48 توسط شبگرد لوتی |
|
|
به نام حضرت دوست.
به خدا اگه دروغ نگیم نمیگن طرف لاله.میگن به به چه بچه ی خوب و کم حرفی.کسی که جرئت گفتن واقعیتها رو نداره بهتر اونه که ساکت باشه. تقدیر به من چه درس تلخی آموخت |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11:44 توسط شبگرد لوتی |
|
|
دیوار سیاه بند من می خندید
تاریکی لحظه های من را می دید یک ذره هوا نمانده در این زندان ای کاش که پنجره مرا می فهمید. لطفا اولین چیزی که بعد از خوندن این شعر به ذهنتون می رسه رو بنویسید برام.(طنز نباشه) نویسنده :هادی(شبگرد لوتی) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 0:27 توسط شبگرد لوتی |
|
|
نبودت ابتدای هر چه ویرانی است درمن
شروع شوم شبهای زمستانی است درمن نبودت پرسه در پس کوچه های بی قراریست نبودت یعنی ازهرسو هجوم دار و دیوار و یا فریاد بی پژواک مردی زیر اوار.... ویا در اوج وحشت پنجه برخالی کشیدن جهنم را به هرجا بنگری در پیش دیدن!!!! نویسنده:مهدی صفایی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 21:5 توسط شبگرد لوتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسندگان |
|
شبگرد لوتی کویری ها |