![]() |
![]() |
|
| همه شب نالم چون نی ...که غمی دارم |
|
یک وسوسه ی جدید...شیطان...و من
![]() تو...دام لب تو...گوی و میدان...و من من هر چه که کردم جلوی خود...یعنی یک بار من و تو زیر باران...و من... ................................................... لبخند که از فکر و گمانت گل کرد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 14:51 توسط شبگرد لوتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسندگان |
|
شبگرد لوتی کویری ها |