تبليغاتX
دست نوشته های آن َشبگرد لوتی - در حسرتش آرزو به دل می ماند
همه شب نالم چون نی ...که غمی دارم
این ثانیه ها سخت خجل می ماند
در حسرتش آرزو به دل می ماند
او رفت و من و خاطره ماندیم فقط...
مانند الاغی که به گل می ماند

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 23:45  توسط شبگرد لوتی |