![]() |
![]() |
|
| همه شب نالم چون نی ...که غمی دارم |
|
گرفته دل از دی بهار می خواهد
شکنج طره ی زلف نگار می خواهد اسیر برزخم از دست انتظاری نو مجال کوچکی از انتظار می خواهد تمام ثانیه ها بی تو میله ی قفسند و دل..که پر زدن از این حصار می خواهد به یاد تو یارا در این غزل مـــــــــردم تصوری ز تو در احتضار می خواهد پر از حرارت است.. لحظه ای.. در آغوشت عجیب نیست دل از دی بهار می خواهد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 8:57 توسط شبگرد لوتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسندگان |
|
شبگرد لوتی کویری ها |