![]() |
![]() |
|
| همه شب نالم چون نی ...که غمی دارم |
|
باران به دلم زخمه ی دردش را زد
نگذار..تو نگذار..که دل...می میرد ای مرحم زخمه ی شب بارانی آغوش بهانه ی تو را می گیرد .......................................... بی هوشی با توام به از هوش مرا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 10:23 توسط شبگرد لوتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسندگان |
|
شبگرد لوتی کویری ها |