تبليغاتX
دست نوشته های آن َشبگرد لوتی - پر از حرارت است لحظه ای در آغوشت
همه شب نالم چون نی ...که غمی دارم
باران به دلم زخمه ی دردش را زد
نگذار..تو نگذار..که دل...می میرد
ای مرحم زخمه ی شب بارانی
آغوش بهانه ی تو را می گیرد

..........................................

بی هوشی با توام به از هوش مرا
سوزانده تب تن تو تن پوش مرا
یک بوسه و یک نگاه،یک بوس،نگاه...
لبخند بزن بکش در آغوش مرا

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 10:23  توسط شبگرد لوتی |